عنوان کارگاه : وبینار «مفاهیم، روش ها و کاربردهای آینده پژوهی دینی»
تاریخ بارگذاری : ۱۴۰۱/۱۱/۰۶ ۱۱:۰۰:۴۸وبینار علمی مفاهیم، روش ها و کاربردهای آینده پژوهی دینی
وبینار علمی با محوریت آینده پژوهی دینی، تحت عنوان:
«مفاهیم، روش ها و کاربردهای آینده پژوهی دینی»
توسط « مؤسسه گروه پژوهشی مطالعات تطبیقی آیندهپژوهی دینی»
با همکاری «مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی»
با حضور جمعی از اندیشمندان، فرهیختگان، طلاب و دانشجویان عرصه علوم دینی و با سخنرانی اساتید، آقایان:
۱.دکتر مصطفی ذوالفقارطلب، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و رئیس گروه پژوهشی مطالعات تطبیقی آینده پژوهی دینی
۲.دکتر رحیم کارگر، عضو پژوهشکده هیات علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
۳. دکتر رضا محمدی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی؛
در روز سه شنبه مورخه 22/06/1401، ساعت ۱۸ الی ۲۰
در فضای اسکای روم برگزار گردید.
مقدمه مجری محترم وبینار
استاد وحید مهاجری
در این نشست، نخست استاد وحید مهاجری، مجری محترم برنامه با عرض خیر مقدم به حاضرین، موضوع نشست را اعلام و ضمن معرفی مرکز به صورت اجمالی به اهداف گروه مطالعات تطبیقی آیندهپژوهی دینی پرداختند. ایشان بیان داشتند یکی از دغدغه های بنیادی و اساسی این موسسه این است که سلسله بحث ها و پژوهش ها و سمینارها و نشست هایی را در حوزه اندیشه دینی برگزار کند و با یک رویکرد جدید و با نگاه پرسشگرانه و از نو به گذشته و همچنین آینده دین نگاه کند و در همین راستا تلاش بر این است که بتواند از شخصیت های داخل و خارج از کشور که می توانند در این زمینه در اعتلای فرهنگ و اندیشه دینی کمک کنند و مفاهیم نظری ما را غنی تر کنند استفاده خواهد کرد و اینکه تلاش میکند تعامل گفت و گویی را در جامعه آکادمیک ایران شکل بدهد، در همین راستا اولین نشست را تحت عنوان مفاهیم، روش ها و کاربردهای آینده پژوهی دینی تقدیم شما می دارد. ایشان سپس به معرفی میهمانان برنامه پرداختند و از میهمانان دعوت به ارائه کنفرانس کردند.
ایشان درادامه به معرفی میهمانان و رویکرد اصلی سخنرانی آنان در این نشست اشاره داشتند و از اساتید بزرگوار درخواست نگاه انتقادی، آسیب شناسانه و مفید در برنامه را داشتند و در ابتدا از جناب آقای دکتر کارگر درخواست و دعوت به سخنرانی شد.
سخنرانی دکتر رحیم کارگر
( عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی )
آقای دکتر رحیم کارگردر ابتدای سخننانشان، با معرفی آینده پژوهی به عنوان دانش مطالعه آینده های ممکن، محتمل و مرحج، و انتخاب بین این آینده ها و حرکت به سمت آینده مطلوب، پایه گذاری این دانش را به غربی ها نسبت داد و این دانش را که گاهی به عنوان فن، علم و هنر نیز از آن یاد میشود، به عنوان یک دانش میان رشتهای برشمرد و عنوان کردند آیندهپژوهی یک دانش بسیار استراتژیک راهبردی و بسیار مهم برای غربی هاست و تنها رشته و دانشی است که غربیها حاضر نیستند هیچ کس در آن ورود پیدا کند، حتی به عنوان دانشجو و محقق در آن کسی را نمی پذیرند و تا حدی این مبحث برایشان مهم و راهگشاست که این دانش برایشان مهمتر از دانش شکافت هستهای است. ایشان اساس کار آیندهپژوهی رایج و عرفی (سکولار) را تجربه، حس، عقل و تخیل دانستند وبیان داشتند که در این روند بیشتر از این نمی توان جلو رفت. دکتر رحیم کارگر پس ازآن، آینده پژوهی اسلامی را با تعبیر پژوهش نظاممند آینده بر مبنای جهان بینی و گزاره های اسلامی، در جهت ساختن مطلوب آینده معرفی نمودند و منابع معرفتی مسلمانان را در آینده پژوهی اسلامی که یک علم جدید و نوپا است گسترده دانستند، منابعی که پیشگویی های غیبی ما نیستند، بلکه منابع وحیانی و غیبی هستند که از طریق قرآن و روایات صحیح السند به ما رسیده است و بر ۳ شاخه تقسیم بندی می شوند.
ایشان آینده پژوهی را بر سه رویکرد برشمردند و بیان کردندکه رویکرد اول رویکرد اکتشافی، توصیفی و تحلیلی است که با بررسی و مطالعه روندها و پیشران ها یک پلی به آینده می زنند. سوالی که در این رویکرد مطرح میشود، این است که آینده چگونه خواهد بود؟
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با بیان اینکه آینده جزء غیب است و تنها در اختیار خداوند متعال است و اگر اراده کند از طریق قرآن و منابع وحیانی به دست ما می رساند، اظهار داشتند مسلمانان با داشتن این چنین منابع غیبی از آینده اطلاعات دقیق تری نسبت به غربی هایی که از طریق مدلسازی و شبیه سازی آینده را متصور می شوند، دارند.
ایشان رویکرد دوم را رویکرد هنجاری یا تجویزی، یا به اصطلاح بایدها و نبایدها معرفی کردند و افزودند سوالی که در این رویکرد مطرح میشود این است که آینده چگونه باید باشد؟ و با این بایدها و نبایدهایی که برای خودشان متصور هستند در حال تلاشند که آینده مطلوب خودشان را محقق کنند. همچنین افزودند اساس قرآن بر همین بایدها و نبایدهاست و در این خصوص قرآن مسیر روشنی از آینده در همه جهات از جمله اقتصاد، سیاست، علوم اجتماعی و فرهنگی به ما می دهد و مسلمان با تمسک به قرآن می داند باید در چه جهت در مسیر آینده پیش برود، و نهایتا رویکرد سوم را رویکرد آینده پژوهی راهبردی برشمردند، همچنین سوال سوم را این گونه مطرح نمودند که چگونه به آن آینده مطلوب باید رسید؟
و با اشاره به آیه
((… إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا۟ مَا بِأَنفُسِهِم ((… (الرعد-11)
کار پژوهشگران و پژوهشکده ها را همین نوع آیندهپژوهی برشمردند و بیان داشتند اگر یک راهبرد اساسی تحت عنوان وحدت و شکل گیری امت اسلامی و تمدن نوین اسلامی را به عنوان آینده مطلوب بپذیریم _ که جامعه اسلامی چارهای جز این ندارد و راه دومی وجود ندارد_ باید از آینده پژوهی استراتژیک برای روشن شدن چگونگی دستیابی به آن وحدت امت اسلامی بهره بجوییم تا از جاهلیت مدرن و گسترش باطلی که جامعه به سمت آن حرکت میکند و شواهد روایی و وعده های قرآنی نیز که در خصوص گرداب فتنه ها و خطرات آخرالزمان به آن اشاره دارند در امان باشیم.
ایشان اشاره داشتند امت اسلامی مطلوب قرآن است و قرآن همیشه برانسجام امت اسلامی و عزت و عظمت امت و همچنین بر نفی سلطه بر جامعه اسلامی توسط دشمنان قرآن پافشاری دارد و اینکه مسلمانان دارای سرنوشت مشترکی هستند و یک جامعه مطلوب و حکومت جهانی باید شکل بگیرد که پیروزی با اسلام، توحید و معنویت است. همچنین راهبردهای این مسئله نزد ماست، آیندهپژوهی صحیح از این رویکرد وارد عمل می شود، بخصوص در حوزه اسلامی که میخواهد رویکردهای یک و دو را تحت پوشش خود قرار دهد. اگر می بینیم آینده جامعه به سمت نقطه ظلمانی و جاهلیت حرکت می کند این یک هشدار است و به این معنا نیست که ما تسلیم شویم تا آینده به سمت جاهلیت مدرن و گسترش باطل حرکت می کند، بلکه روایات و قرآن از خطرات و فتنه های ما در مسیر آخرالزمانی صحبت می کند که برای هشدار و آماده باش است که بتوانیم با انتخاب راهبردهای مناسب گرفتار ظلمت ها و فتنه های آخرالزمان نشویم.
ایشان با انتقاد از وضعیت کنونی جامعه عنوان کردند متاسفانه جامعه ما جامعه آینده نگری نیست و آینده پژوهی در آن جایگاهی ندارد، و سه سوال را در این جهت مطرح کردند:
۱. راهبرد ما برای رسیدن به جامعه مطلوب چیست؟
۲. راهبرد ما برای تحقق وحدت امت اسلامی چیست؟
۳. راهبرد ما برای رهایی از ظلمات آخرالزمان چیست؟
دکتر رحیم کارگر با ذکر منابع معرفتی مسلمانان در این سه رویکرد بیان داشتند در منابع دینی ما علاوه بر وحی و غیب، حس، عقل، تجربه، طبیعت، تاریخ، فطرت، کشف شهود، تزکیه، الهام، آیات انفسی و استقراء از منابع معرفتی ما مسلمانان است. ایشان با اشاره به اینکه اساساً آینده پژوهی اسلامی در صدد ساختن و تحقق آینده مطلوب قرآنی است به بیان چند شاخصه به عنوان وجه تمایز بین آیندهپژوهی غربی و آینده پژوهی اسلامی پرداختند،
شاخصه اول: از دیدگاه آینده پژوهی اسلامی بین گذشته حال و آینده و آینده کلان یا همان آخرت رابطه مستقیمی وجود دارد اما آیندهپژوهی غربی به انسان ها کمک می کند برای رشد تا لب مرگشان و نمی داند بعد از مرگ چه اتفاقاتی رخ می دهد.
شاخصه دوم: آینده پژوهی اسلامی قدرت تدبیر و آمادگی لازم برای ما ایجاد می کند مثل هشدار های آخرالزمانی به عنوان مثال در آیه ۱۸ سوره حشر به آینده پژوهی اشاره می کند
))يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ…(( (الحشر_18)
هرکس باید ببینند و بیندیشد برای فردای خودش چه تدبیری کرده است، برای آینده کوتاه مدت، میان مدت، بلند مدت و آینده کلان که آخرت است چه برنامه ریزی کرده است و چه اندوخته ای دارد؟
شاخصه سوم تصویرپردازی روشن از آینده است، چشم انداز ما از آینده وراثت صالحان و به حکومت رسیدن مستضعفان بر زمین و غلبه حق بر باطل و نورانیت زمین توسط حاکمیت پرچم توحید است.
))وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مِنكُمْ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِى ٱلْأَرْضِ…(( (النور -55)
شاخصه چهارم مربوط به رابطه مستقیم بین اعمال خوب و بد انسان با آینده اوست. این یک اصل قرآنی است که اعمال بد و شر، آینده بد و اعمال خوب، آینده خوب را به دنبال دارد.
((وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ يَجْعَل لَّهُۥ مَخْرَجًا(( (الطلاق_2)
))وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ ٱلْقُرَىٰٓ ءَامَنُوا۟ وَٱتَّقَوْا۟ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَـٰتٍ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ وَلَـٰكِن كَذَّبُوا۟ فَأَخَذْنَـٰهُم بِمَا كَانُوا۟ يَكْسِبُونَ(( (الاعراف_96)
شاخصه پنجم هدفمندی و غایتمندی است، چرا که جهان تحت مشیت الهی است،
شاخصه ششم بحث درک و شناخت قوانین و سنن الهی است، یکی از شاخصههای اصلی آینده پژوهی سنت شناسی است، چه سنتهای تاریخی و چه سنت های اجتماعی
که به آن سنن قرآنی می گوییم، بر اساس این سنن قرآنی، آیندهپژوهی شکل می گیرد.
در نهایت شاخصه اصلی آیندهپژوهی قرآنی امید است، چراکه بر اساس آینده پژوهی قرآنی و دینی نسبت به آینده مأیوس نیستیم و آینده ما تاریک نیست و اگر هم تاریک باشد ما دست بسته گرفتار این تاریکی نمی شویم، بلکه این ما را آماده می کند که چگونه در جهت حرکت به سوی آینده در میان این فتنه ها و تاریکی های پیش رو، در مسیر روشن حرکت کنیم و به آن آینده مطلوب برسیم.
سخنرانی دکتر مصطفی ذوالفقار طلب
( عضو هیأت علمی دانشگاه تهران و مدیر مؤسسه گروه پژوهشی مطالعات تطبیقی آینده پژوهی دینی)
دکتر مصطفی ذوالفقار طلب، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران و مدیر مرکز علمی مطالعات تطبیقی آینده پژوهی دینی در این نشست علمی به مفهوم شناسی آینده پژوهی و روش های این دانش و نیز به ادوار تاریخی آن به طور تفصیل پرداختند و بیان داشتند:
مصالح مادی و معنوی جامعه بشری اقتضا می کند که جهت دستیابی به سعادت دنیا و آخرت از اصول، ضوابط و قواعد مفید و موثر استفاده گردد؛ به طور مسلم یکی از اصول و ضوابط اعتلاء و ترقی جامعه بشری دور اندیشی در مسائل متعدد است. از جمله خصائص جامعه پیشرفته، دور اندیشی در حوادث و بحران پیش رو و سپس برنامه ریزی بر اساس نوع نگرش به آینده است. توجه و اشتیاق بشر به مسائل آینده به طور ذاتی در وجود انسان نهاده شده است و این گرایش به طور عملی نیز دارای سابقه ای بس طولانی می باشد که ریشه در عهد باستان، در قالب اندیشه های فردی و یا ادیان و آیین های متعددی دارد. نخبگان جامعه بشری در طول جنگ جهانی اول و دوم به طور عموم و پس از جنگ جهانی دوم به طور خصوص، با مواجه شدن با سه تحول بزرگ انقلاب کشاورزی، انقلاب صنعتی و انقلاب ارتباطات به اهمیت و ضرورت آینده پژوهی جهت درک بهتر آینده و مواجه شدن آسان با چالش های فردی و استفاده بهینه از مسائل پی بردند.
حقیقت آن است که آینده پژوهی به عنوان یک رشته مستقل با اصول، مبانی و ضوابط خاص، از ابداعات نخبگان غربی می باشد که در مدیریت مسائل متعدد به شیوه کاربردی به جامعه بشری ارائه نمودهاند.
یک اصل مهم دینی آن است که هستی جهان به طور نظام مند با هدفی خاص رو به حرکت است. بدین گونه که تحولات و حوادث جهان از رفتار فردی بشر گرفته تا رفتار اجتماعی بشر و نیز تحولات و حوادث جهان مادی از قبیل محیط زیست از بدو خلقت تا تکامل بر اساس قانون مطلق و ثابت و غیرقابل تغییر صورت می پذیرد که در لسان شرع از آن تعبیر به «سنت های الهی» می گردد که با اراده انسان و تصرف در آینده منافات ندارد. چرا که اراده انسان در ساخت آینده خویش و جامعه در طول اراده الهی قرار دارد. آگاهی از اصول. ضوابط و آثار سنت های الهی. بشر را در برنامه ریزی صحیح مسائل در مواجهه با تحولات پیشبینینشده یاری می دهد. از سوی دیگر علم آیندهپژوهی در نیل بشر به آینده مطلوب خویش یا انتخاب گزینه آینده بهتر موثر است.
با وجود اختلاف بشر در چیستی سعادت، به نظر می رسد که نیل به آرامش، وجه مشترک بین تمام مفاهیم سعادت باشد که به طور مسلم این آرامش با عناصری از قبیل حاکمیت اخلاق و معنویت بر جامعه بشری قابل تحقق است. تمام ادیان الهی، جامعه بشریت را بر اساس فطرت پاک به اخلاق، معنویت و تعامل حسنه دعوت کردهاند که منشاء آرامش انسان هاست. از این جهت پیروان ادیان الهی به طور عام و امت اسلامی به طور خاص جهت هدایت بشر به باورهای دینی اصیل مبتنی بر فطرت پاک الهی و به هدف نیل به سعادت لازم است که از تحولات جهانی و آثار آن غافل نمانند. بدینگونه که مسائل متعدد جامعه خویش را با نگاه به تحولات پیچیده جهانی و تاثیر آن بر جهان اسلام مورد مطالعه قرار دهند تا توانسته باشند سعادت حقیقی بشر را محقق سازند که به طور مسلم دستیابی به بخش عظیمی از این هدف ارزنده با مطالعه دانش راهبردی و استراتژی محور تحت عنوان آینده پژوهی قابل تحقق است.
این عضو هیأت علمی دانشگاه تهران سوالات بنیادینی را در زمینه آینده پژوهی به طور عام و آینده پژوهی دینی به طور خاص ارائه نمود. از جمله:
۱. آینده جهان چگونه خواهد بود؟
۲. آینده مطلوب یا مرجح چگونه است؟
۳. أهم تحولات و موضوعات جهان در حوزههای مختلف کدامند؟
۴. عوامل مؤثر در آینده کدامند؟
۵. عوامل مؤثر در آینده مطلوب یا مرجح کدامند؟
۶. جایگزین های آینده کدامند؟
۷. درباره آینده چگونه باید اندیشید؟
۸. روشها و ابزارهای آینده پژوهی چیست؟
۹. تحولات منطقه ای جهان چه تاثیری در آینده امت اسلامی دارد؟
۱۰. آثار جنگهای منطقهای در آینده اسلام چیست؟
۱۱. تصویر آینده مذاهب و فرق اسلامی به لحاظ واگرایی و همگرایی چگونه است؟
۱۲. دین اسلام چه تاثیری بر جهان آینده دارد؟
۱۳. تحولات و مسائل نو پیدای عصر جدید در آینده چه تاثیری در فقه مذهبی و فقه اسلامی دارد؟
۱۴. تحولات بین المللی در آینده چه تاثیری در همگرایی و واگرایی بین فرهنگها و تمدنهای مختلف دارد؟
دکتر ذوالفقار طلب چهار تعریف از آینده پژوهی را ارائه و سپس به تحلیل آن پرداختند:
۱. آینده پژوهی مطالعه روشمند آینده های ممکن، محتمل و مطلوب با جهان بینی های مرتبط با آینده های مذکور است.
۲. آیندهپژوهی رشتهای است مستقل ناظر بر مطالعه منظم آینده.
۳. آینده پژوهی رشته مطالعاتی است ناظر بر اکتشاف نظاممند آینده ممکن.
۴. آینده پژوهی مطالعات آینده است.
از جمله وجه تشابه تعاریف مذکور. اشتمال بر مطالعه گری و روشمند بودن آن است. از جمله وجه تمایز بین این تعاریف در اجمال و تفصیل آن است، به طوری که تعریف نخست نسبت به تعاریف دیگر مفصل و تعریف سوم نیز نسبت به بقیه تعاریف مفصل می باشد و تعریف چهارم مجمل تر است.
وی افزود تعریف چهارم که از آینده پژوهی تعبیر به مطالعات آینده شده است، تعریفی منطبق بر تعریف منطقی است چه آنکه در تعاریف دیگر به تعابیری از قبیل روشمند بودن نوع آینده، جزء عناصر اصلی تعریف نیستند، بلکه شروط آن محسوب می شوند. بر این مبنا آیندهپژوهی، مطالعات آینده است و با قید مطالعات مفهوم پیشگویی خارج می گردد؛ چرا که پیشگویی تحتعنوان مطالعاتی که ناظر بر دانش و تجربه است قرار نمی گیرد.
دکتر ذوالفقار طلب سپس به تعریف آینده پژوهی دینی پرداخت و در این باره سه تعریف زیر را ارائه کرد:
۱. آینده پژوهی پژوهش در آینده تجویزی فرد، جامعه و بشریت بر پایه آموزه های قدسی (قرآن و سنت) پیرامون جامعه نمونه اسلامی است.
۲. مراد از آینده پژوهی دینی کشف آینده و ساختن آن بر اساس انگاره ها و گزاره های دینی است که تلفیقی از آینده پژوهی قدسی و آینده پژوهی عرفی است. منظور از آینده پژوهی قدسی آن چیزی است که در سطوح کلان آینده نگری دینی مطرح می گردد چشماندازی روشن از برجام جامعه بشری و دورنمایی شفاف از فرجام هستی ارائه می دهد و ما را به هوشیاری بیشتر و فاعلیت موثرتر برای ساختن جهانی عادی از نابرابری و ظلم و سرشار از صلح و عدالت و سعادت فرا می خواند.
۳. آینده پژوهی دینی رویکرد نوین پژوهشی و نظریه پردازی است که به شناخت طرح کلان الهی برای آینده بشریت و چگونگی قرار گرفتن در مدار مثبت الهی برای رسیدن به جامعه آرمانی می انجامد.
دکتر ذوالفقار طلب سپس به تحلیل این تعاریف و تعریف مورد نظر خویش به گونه زیر پرداخت:
اولاً تعریف نخست آینده پژوهی دینی ناظر بر آینده پژوهی دینی در حوزه دین اسلام است، نه تمام ادیان که با عنوان آینده پژوهی دینی مطابقت ندارد. مگر آن که از باب دلالت تضمنی باشد که در آن صورت مجاز خواهد بود نه حقیقت، حال آنکه اصل در الفاظ حقیقت است.
ثانیاً تعریف دوم اشکال تعریف اول را رفع نموده است، به طوری که مفهوم آینده پژوهی دینی را با قید وصف «دینی» منحصر به دین خاصی ننموده است. ولی از سوی دیگر تعریف طولانی است. مختصر بودن از خصائص تعریف منطقی است. عبارت: «کشف آینده و ساختن آن بر اساس انگاره ها و گزاره های دینی» صرف نظر از نوع آینده پژوهی و فرایند آن، کفایت میکند و بقیه عبارات، توضیحی و تکمیلی می باشند.
تعریف سوم هر چند که به آینده نگری و آینده نگاری اشاره داشته است، ولی عبارت طرح کلان الهی اشاره به نوع خاصی از نگرش ناظر بر انتظار و مهدویت دارد که با مقوله آینده شناسی همسویی دارد.
به نظر می رسد که عبارت ذیل نمونه کامل تعریف آینده پژوهی دینی باشد:
« آینده پژوهی، مطالعات آینده دین است.»
موجز و مختصر بودن و نیز عام بودن عبارات «مطالعات» و «دین» از خصایص این تعریف است. چه آنکه «مطالعات» شامل مطالعات آینده نگری و آینده نگاری می باشد. همچنین واژه دین، شامل تمام ادیان الهی می گردد.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران سپس به وجه تمایز بین آیندهپژوهی و اصطلاحات همسان به روش زیر پرداخت:
۱.تفاوت در ابزار شناخت: ابزار شناخت آینده پژوهی، مبتنی بر مبانی علمی پذیرفته شده است، حال آنکه ابزار شناخت آینده شناسی مبتنی بر دانش و تجربه نیست.
ابزار شناخت آینده شناسی:
الف. آگاهی غیبی با منشأ وحیانی ( وحی، الهام، رؤیای صادقه: پیامبران، اولیاءالله)
ب. از طریق علوم ماوراء طبیعی که با مهارت و ریاضت حاصل می شود. از قبیل: کف بینی، علم اسطرلاب و…
۲. تفاوت در درجه ادعای آگاهی به آینده: قاطعیت در خبر از آینده حتمی و تغییر ناپذیر در ادعای آینده شناسی بر خلاف آیندهپژوهی که ناظر بر خبر محتمل بر اسناد و اطلاعات موجود می باشد.
۳. تفاوت در مبنای آگاهی: آینده شناسی با پیشگویی بر مبنای غیبیات و علوم ماوراء طبیعی صورت می پذیرد، برخلاف آینده پژوهی که دارای مبانی علمی و رویدادهای تجربه پذیر می باشد.
وی در ادامه به تفاوت بین آینده نگری و آینده نگاری اشاره کرد و بیان داشت: آینده پژوهی دارای دو فرایند است: آینده نگری و آینده نگاری.
آینده نگری ناظر بر پیشبینی وضعیت آینده است. اما آیندهنگاری افزون بر رسالت آینده نگری، ناظر بر آینده مطلوب (آینده مورد نظر) است. بدین معنا که آینده پژوه بر اساس فرآیند سازماندهی شده و هدفمند (استراتژیک) مشخص می کند که چه اتفاقاتی باید بیفتد تا آینده مطلوب ما محقق شود.
بر این مبنا آیندهنگاری وجه أکمل آینده پژوهی محسوب می شود. ایشان در تبیین تفاوت بین آینده پژوهی و پیش بینی بیان داشتند: همسانی بین این دو مفهوم در شناسایی آینده های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت با مبانی و شیوههای علمی است. ولی وجه تمایز این دو آن است که رسالت پیش بینی با شناسایی آینده ممکن در مراحل ابتدایی آینده شناسی پایان می یابد؛ حال آنکه در وجه کامل آیندهپژوهی نه تنها درک آینده ممکن صورت می پذیرد بلکه به شناسایی آینده بدیل و مطلوب می پردازد.
این عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، تاریخچه آینده پژوهی را این گونه بیان داشت:
تعالی و رشد هر دانش در بستر و فرآیند تاریخی خاصی محقق می شود. با مطالعه فرآیند تاریخی آینده پژوهی می توان دریافت که این دانش در قالب مسائل تاریخی، ادبی، هنری، سیاسی، نظامی و اقتصادی در فرآیندهای مختلف به عرصه ظهور و بالندگی رسید؛ به طور اجمال می توان سه مرحله تاریخی برای این دانش ارزنده و کاربردی به شرح زیر بیان کرد:
الف – مرحله تأسیس
با مطالعه برخی مستندات و منابع علمی، یک مورخ چینی به نام «سوما چین» – دارای زیست تاریخی بین ۹۰ تا ۱۴۵ پیش از میلاد مسیح – را مبدأ پیدایش علم آینده پژوهی می دانند. نظریه او با عنوان « چرخه های فضیلت» ناظر بر مصادیق آینده پژوهی است.
اما اولین کتاب ارزشمند و مدون درباره آینده پژوهی در سال ۱۷۳۳ میلادی توسط یک نویسنده ایرلندی به نام « ساموئل مادن » تحت عنوان خاطرات قرن بیستم تألیف شد. این کتاب شامل نامه های سری دیپلماتیک سفارت های بریتانیا در زمان های فرضی بین سالهای ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ می باشد که مؤلف این کتاب بر اساس محتوای این نامه ها به آینده پژوهی شرایط سیاسی و مذهبی آینده دنیا پرداخته است.
شخصیت های ادبی و هنری نیز در ارائه نظرات آینده پژوهی در مراحل اولیه تاریخ این تخصص در قالب داستان ها و نقاشی های هنرمندانه خویش نقش آفرینی کردند. از جمله داستان نویس و شاعر فرانسوی معروف به پدر داستانهای علمی «ژولز ورن» در کتاب «پاریس در قرن بیستم» ایده هایی برای اختراع وسایلی از جمله قطارهای پرسرعت و خودروهای گازی و در کتاب «از زمین تا ماه» ایده ساخت کپسول های فضایی آلومینیومی و در «کتاب بیست هزار پا زیر دریا» ایده آینده نگرانه زیر دریایی های برقی را ارائه داده است و در قالب یک داستان کوتاه با عنوان «در سال ۲۸۸۹» آینده هزار سال پس از خود را ترسیم نموده است. همچنین نقاشان هنرمند آینده پرداز فرانسوی از جمله «جین مارک کووت» با نقاشیهای ۸۷ فقره خویش آینده 100 سال خویش را در موضوعات جاروبرقی، کتاب های صوتی و… ترسیم نموده است. مجموعه های آینده پژوهی در مراحل شکل گیری این تخصص نشان از آن دارد که ایده های آینده نگری ناظر بر مسائل نظامی، صنعتی و اقتصادی بوده است. البته همان گونه که گذشت اولین کتاب آیندهپژوهی تحت عنوان «خاطرات قرن بیستم» ناظر بر آینده نگری سیاسی و مذهبی بوده است.
اندیشکده «رَند» نخستین مؤسسه مطالعاتی منظم و روشمند در موضوع آینده پژوهی دینی است که در سال ۱۹۴۸ میلادی موضوعات جنگی و اقتصادی اقدام به مطالعات آیندهپژوهی کرده است. سپس در مرحله پیشرفته خود به مطالعات آینده موضوعات غیرنظامی و اقتصادی نیز ورود پیدا کرد. همچنین اولین مطالعه آینده پژوهی به روش تحلیلی علمی توسط گروه پژوهشگران با ریاست «ویلیام اف اگبرن» با رویکرد جامعه شناسی در امریکا در سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۳ انجام گرفت و در موضوعات مختلفی از جمله افزایش نرخ مهاجرت و ازدیاد طلاق به آینده پژوهی پرداختند.
نکته قابل ذکر آنکه بر مبنای سیر مطالعات آیندهپژوهی، تاریخ شکل گیری این موضوع به عنوان یک تخصص حرفه ای آگاهانه به دهه ۱۹۶۰ میلادی بر می گردد.
ب-مرحله کمال و استقلال
موضوعات آینده پژوهی در مراحل مقدماتی و تاسیسی ناظر بر موضوعات نظامی، صنعتی و اقتصادی بوده است. اما آیندهپژوهی به مثابه یک فعالیت عمومی و به عنوان یکی از رشته های علوم از دهه ۶۰ به بعد آغاز شد. بدین گونه که این تخصص به تدریج از مرحله تک قطبی به مرحله عام و فراگیر انتقال یافت و آثار ارزشمندی در این عرصه تدوین شد. از جمله کتاب های
– «هنر گمان» تألیف «برتراند دوژوئنل»
– «چالش پیش روی آینده بشر» تألیف «هاریسون براوون» ناظر بر موضوعات بوم شناسی و توسعه
– «بهار ساکت» تألیف «راشل کارسون» ناظر بر موضوعات زیست محیطی
اما از دهه هشتاد رسماً به مرحله کمال و استقلال به عنوان یک تخصص میانرشتهای هویت یافت.
ج – مرحله نهضت
از دهه هشتاد به طور عام و اوایل دهه ۹۰ به طور خاص، تخصص آیندهپژوهی با قوت و جدیت بیشتر توسعه یافت؛ به طوری که بهترین موسسات، انتشارات و مجلات و کارگاههای آموزشی و پژوهشی آینده پژوهی در اروپا جریان یافت و در کشورهای اسلامی نیز از این دانش بهره مند شدند.
مراحل تاریخی آینده پژوهی دینی
- تاریخ آینده پژوهی دینی به طور سنتی و خاص ریشه در تاریخ بشر دارد، اما مبانی آینده پژوهی دینی را می توان در قرآن و سنت یافت، علاوه بر آن به طور ساختارمند این آینده پژوهی دینی را در سنت های الهی به قوانین حاکم بر جامعه می توان دانست.
- ابن خلدون و ابن تیمیه آیندهنگری روشمندی از حوادث را در منابع و آثار علمی خود ارائه دادهاند.
دکتر ذوالفقار طلب درباره تاریخ آینده پژوهی در ایران به نقل از «دکتر ابراهیم حاجیانی» مدیر گروه پژوهشهای فرهنگی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام بیان داشتند: به طور مشخص مطالعات آینده پژوهی در ایران در اواخر دهه هفتاد در سازمان برنامه و بودجه و وزارت علوم تحقیقات و فناوری شروع شد و پس از آن در وزارت صنایع کارهای زیادی در این زمینه انجام گرفت که تاکنون حدود ۱۳۰ کار انجام شده است و پس از آن دانشگاه ها، دپارتمان ها و گروه های آینده پژوهی شکل گرفتند.
ایشان همچنین به نقل از «دکتر عیوضی»، از نظریه پردازان آینده پژوهی بیان داشتند که آینده پژوهی دینی یا آینده پژوهی اسلامی، نسخهای از آینده پژوهی بر اساس ارزش ها و نگرش ها و توصیه های دینی است که این نسخه از آینده پژوهی در حال حاضر شکل نگرفته است و تاثیر اسلام بر آیندهپژوهی کمترین میزان ممکن است.
سخنرانی دکتر رضا محمدی
( عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی )
جناب آقای دکتر رضا محمدی، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی، پس از تعریف آینده پژوهی به مطالعه مربوط به آینده های ممکن، محتمل و آینده مطلوب، آینده پژوهی را علم و دانشی خطاب کردند که اعتبارش قابل سنجش و بررسی است و به دور از شعار یا سخنان از روی هوای نفس است، برای مثال نتایج مربوط به آینده پژوهی در موسسات جهانی به شیوه ای است که گزارش میکنند بعد از ۲۰ یا ۳۰ سال، وضعیت زیست محیطی فلان نقطه از جهان، با زمان بندی دقیق و چند درصد از احتمال به دلیل فلان عامل، مبتنی بر روش شناسی فلان، به احتمال فلان درصد ( مثلاً ۶۵ درصد ) اینگونه خواهد بود، این حرف دقیق و علمی و منطبق بر دانش است و شعار، غیب گویی یا پیشگویی نیست. ایشان در ادامه با نگاهی چالشی به بحث پرداختند و بیان داشتند اینکه من بگویم شما خسرالدنیا و الآخرة خواهید شد، کدام آینده مد نظر است؟ چند سال آینده و در کجا این اتفاق رخ می دهد؟ و با چه روشی و چگونه این حرف زده می شود؟ در نتیجه باید اذعان داشت که این حرف دانش نیست، ما لزوماً دانش پرست نیستیم، اما اینجا بین دانش و غیر دانش تفاوت ایجاد میکنیم. به تعبیر بنده قرآن و دین دانش نیستند، این سخنی که مطرح می کنم یک ایده و حرف چالشی است که قابل نقد و بحث است، من ادعا می کنم که قرآن دیدگاه هایی را درباره جهان به صورت قطعی و یقینی بیان کرده که هیچ تناسبی با دانش ممکن و محتمل ندارد؛ تنها وجهی که به این یقینیات و قطعیات قابل اطلاق است، آیندهنگاری دینی است. آینده نگاری دینی میگوید بهتر است زندگی انسان اینگونه باشد، اما به زمان و مکان شرایط و چگونگی آن اشارهای نشده است. به عنوان نمونه خداوند متعال می فرمایند:
((وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِى ٱلزَّبُورِ مِنۢ بَعْدِ ٱلذِّكْرِ أَنَّ ٱلْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِىَ ٱلصَّـٰلِحُونَ)) (الأنبیاء-105)
بندگان و عباد نیک خداوند، وارثان زمین خواهند شد،
یا در آیه: ((…إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا۟ مَا بِأَنفُسِهِمْ…)) (الرعد-11)
خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر اینکه خودشان آنچه را که در نفس هایشان هست تغییر دهند.
یا در آیه مشهور مهدویت:
((وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى ٱلَّذِينَ ٱسْتُضْعِفُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ ٱلْوَٰرِثِينَ)) (القصص5)
جهان در آینده در اختیار مستضعفان است و حق بر باطل پیروز است. اعتقاد ما بر این است که اینها جزء یقینیات مرتبط با آینده هستند، اما کدام آینده؟ چند سال بعد؟ در واقع به زمان و مکان و شرایط و چگونگی و اشخاص مورد خطاب – که چه قومی در واقع مستضعفان و وارثان حقیقی زمین هستند؟ و یا کدام قوم مورد خطاب تغییر سرنوشت هستند؟ – هیچ اشاره ای نشده است.
اینکه ما مدعی مسلمانی هستیم، آیا دلیل میشود که این آیات بیانگر آینده زندگی من و شما هستند؟ بنده به صورت کاملا منطقی و مستند به آیات و روایات ادعا می کنم ما قوم مسلمان نیستیم، طبق روایت «مَنْ أَصْبَحَ لا یَهْتَمُّ بِأُمورِ الْمُسْلمینَ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ» آنکه صبح کند و به امور مسلمانان اهتمام نورزد، مسلمان نیست. چند نفر در اطرافمان می شناسیم که صبح به گونهای بلند می شوند که دغدغه اصلاح جامعه مسلمین را دارند و تمام و یا بخشی از اهتمام شان رفع مشکلات و حوائج مردم است؟ و بالعکس چند نفر را می شناسیم که تمام فکر و ذکر شب و روزشان اندوخته های مادی برای رفع حوائج مادی و خودخواهی های خودشان است؟ همه ما شعار و ادعای مان خدمت به مردم است اما در حقیقت عکس این جریان صادق است و تلاش ما در جهت رفع نیازهای شخصیمان است، اینجا مسلمان کیست؟ و جامعه اسلامی کدام است؟ چه کسی گفته ما وراث زمین و مستضعفانی که قرآن از آن یاد کرده، هستیم ودیگران بد هستند؟ از طرفی در واقع هویت مان را سلبی تعریف می کنیم که چون دیگران بد هستند، ما خوبیم و بالعکس. غرب و شرق در جهان امروز یک حرف بی معناست. با نگاهی عمیق متوجه میشویم که غربیها نیز مبتنی بر دین آینده پژوهی می کنند. سهیل نعمت الله آینده پژوه مشهور پاکستانی، لایه چهارمی که در واقع لایه اسطوره ها، استعاره ها، جهانبینی ها و ارزش هاست، یهودیت و مسیحیت معرفی میکند و بسیاری از آنها بر این اساس کار می کنند. چه تفاوتی بین ما و صهیونیست هاست؟ در حالی که آنان نیز ادعا می کنند برای اجرای صلح و ثبات و مبارزه با انسانهای شرور و تروریسم می جنگند و خود را وارثان حقیقی زمین می پندارند. این ادعا که ما خوب هستیم و دیگران بد هستند، شعاری و ایدئولوژیک و غیر علمی است که باید کنار گذاشته شود. آینده پژوهی دینی اگر بخواهد ذیل دانش قرار بگیرد و اعتبار دانشی جهانی داشته باشد که بتوانیم با تمام انسانها راجع به آن صحبت کنیم و به آنها بقبولانیم، باید مبتنی بر یک زبان عامه عقلانی که دانش و روشمندی و در واقع پژوهشگری علمی جهانی است باشد. در غیر این صورت ما در شعارزدگی خود غرق شده و و مصداق بارز ((کذب الوقاتون)) خواهیم شد.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی در ادامه سخنانشان به معرفی کتاب (( سنت های اجتماعی و فلسفه تاریخ در مکتب قرآن)) تالیف آیت الله شهید سید محمد باقر صدر و ابواب مختلف این کتاب پرداختند و با مرور چند سنت الهی که در آیات قرآن بدان اشاره شده است بیان داشتند تعیین مصداق در کشف سنت ها و تطبیق سنت های الهی برای آینده پژوهی اسلامی بسیار مهم است، خطاب قرآن به خوب بودن، تربیت، رشد فردی، تسویه، اصلاح جامعه و اهتمام به امور دینی جامعه ماست، نه در جهت خیال پردازی آینده. کسانی که عشق مهدویت هستند یکی از بزرگترین ضعف ها و اشکالاتیکه به ایشان وارد هست، این است که در خواب و خیال زندگی می کنند که ببینید چه جامعه ای در اختیار ما قرار خواهد گرفت، به درستی بعضی از اساتید و پژوهشگران من جمله جناب آقای دکتر کارگر بزرگوار تاکید می کنند، آن آینده مثل مقصدی هست که نشان می دهد نقطه به نقطه حرکت ما به آن مقصد چگونه باید باشد، نه اینکه آن مقصد را در جهت خیال پردازی های خود قرار دهیم، بنابراین این خودسازی ها، اصلاح فردی و اصلاح اجتماعی مهمترین دستورالعمل است. ایشان افزودند: ده ها روش آینده پژوهی علمی در جهان وجود دارند که به اختصار اسامی آنها را این گونه یادآور شدند: روش دیده بانی آینده، روش دلفی، واکاوی روند ها، واکاوی پیشران ها، سناریو پردازی، چشم انداز سازی نقشه راه، مدل سازی و شبیه سازی کامپیوتری و….
دکتر محمدی در ادامه به معرفی مدل چهار لایه سهیل عنایت الله-به عنوان یکی از پژوهشگران برتر پاکستانی و آینده پژوه مطرح جهانی – و لایه های این مدل پرداختند، لایه ظاهری را که مسائل عینی و قابل مشاهده را به ما نشان می دهد در رویین ترین قسمت لایه نظامهای علّی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تاثیرگذار قرار دارد و به نقل از مقاله ای که در خصوص وحدت، واگرایی و همگرایی جهان اسلام چاپ شده است، لایه دوم را لایه ارزش ها و ایده آل ها،لایه سوم را لایه گفتمان یا جهان بینی مسلط، و نهایتا تاکید بر پیروزی حق بر باطل و مستضعف بر مستکبر را در لایه چهارم معرفی نمودند، و با اشاره به مثال هایی در خصوص این لایه ها اظهار داشتند: قرار گرفتن در لایه ایده آل ها به سبب کم و جزئی بودن آن برای پژوهشگری ما کفایت نمی کند. همچنین در یکی از این لایه ها به ایجاد بازار مشترک اسلامی توصیه شده است که اهمیت ایجاد چنین بازاری را از لحاظ بررسی های جمعیتی، مراودات اسلامی جهان اسلام، نهاد سازی و ایجاد شبکه های قدرت به لحاظ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در جهت رسیدن به آینده مطلوب اسلامی یادآور شده است. همچنین به ارائه گفتمان واحد امت واحده در لایه جهان بینی مسلط که سومین لایه است تاکید شده است. ایشان در پایان بر انحرافات، خطرات و آسیب های آینده پژوهی دینی که بسیار نزدیک به امت اسلامی است تاکید داشتند و افزودند باید از دستاوردهای دانشی و علمی جهان در این زمینه استفاده کنیم.
پربازدیدترین مطالب
پربازدید ترین مطالب اخیر در ماه گذشته